از شکست به موفقیت – داستان رها

0 Comments

[ad_1]

شکست چیزی است که همه ما در زندگی ما است. من مطمئن شوید که من به اشتراک بگذارید. من به یاد داشته باشید در اواسط 1990s من کار خودم را تمام راه را از یک فرد فروش به مدیر بازاریابی به COO از پر رونق شرکت – تنها به کشف کنند که من واقعا نمی خواهم که موقعیت. بنابراین من چیزی رادیکال. من تصمیم به ترک این بسیار امن و شروع خود من تبلیغات کسب و کار مبتنی بر. آن را یک ایده اصلی در صنعت من بسیار آشنا با کسب و کار مجله از طریق پست به صاحبان کسب و کار محلی در سراسر جامعه. یک ایده عالی به علاوه من سخت کار اخلاق – من مطمئن بود که کار می کنند.

هر دو من و همسرم قرار داده و همه چیز را ما تا به حال از نظر مالی و عاطفی به این ایده. آن را بسیار هیجان انگیز را ببینید که چگونه سریع ما به دست آورد و اولین (و آخرین) 30 مشتریان! در عرض چند ماه ما تا به حال یک مجله! مشتریان گرفتن نتایج فوق العاده. وجود دارد تنها یک مشکل کوچک… هر چند مشتریان در مورد بازگشت آنها (یکی حتی گفت که “تنها تبلیغاتی است که تا کنون کار کرده”), برخی هنوز هم تا به حال مشکلات مالی و نمی تواند ادامه بر یک پایه منسجم ، خط پایین – ما در نهایت از پول زد. سپس در بالا داشتن به مجله ما حتی تا به حال به شاهین ما 8 سال ماشین های قدیمی فقط به پرداخت هزینه برای آخرین پستی!

من ویران شد… رویای من مرده بود. من به یاد داشته باشید که چگونه افسرده بودم. من این من و این کافی نیست. من تا به حال هیچ کار بدون پول و بدتر از همه – به طور جدی آسیب دیده و حس اعتماد به نفس.

شاید که در آن شما در حال حاضر.

من تا به حال فقط سوالات… بدون پاسخ. من از خدا خواستم معمول سوال… چرا ؟ چرا من ؟ چگونه می تواند شما را به من اجازه می دهد به طوری تحقیر? چرا شما اجازه دهید این اتفاق می افتد ؟

در آن زمان یکی دیگر از 2 ماه برای من به آمار واقعی پایین وقتی که من تا به حال برای حمله به ما زلزله بچه آمادگی کیت برای چهارم… ما که شکست. تا آن زمان من هنوز به برگزاری چند تیکه از غرور و افتخار است. من نمی خواهم به اجازه دهید آنها را به باور که در جایی در درون خودم من می توانم “را به آن اتفاق می افتد.” هنگامی که آخرین ناخن بر روی صخره پاره پاره و من کاملا اجازه رفتن چیزی شگفت انگیز اتفاق افتاده است. برخی از دوستان ما از کلیسا دعا برای من و من به نقطه ای که من گفتم… “پروردگار شما به من ارائه دهنده… شما در حال پروردگار من… در شما اعتماد کنم. هر آنچه شما می خواهید برای انجام با من خوب است.” آن را مانند من دعا قبل از… من… خیلی. اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد هنگامی که شما در نهایت به طور کامل اجازه دهید بروید و توبه از تمام خشم و بخشش, خشم و غرور, و غیره.

یک هفته بعد کاملا از آبی و نه به خاطر هر چیزی که من دریافت تماس از یک غریبه به من ارائه بهترین کار من تا به حال. یک دوست قدیمی که من تا به حال صحبت با گوش اشاره کرد به من. آن چیزی کمتر از یک معجزه… تنها راه آن اتفاق افتاد… این بود وهم آور.

من متوجه شدم که من فقط به حال بدست جلوتر از خدا… مثل من گاهی اوقات. درس – آن را عاقلانه به دنبال جهت خدا و پروردگار صبر کنید!

من امیدوارم که داستان من به شما امید و برخی از جهت. آن را هرگز اشتباه به دنبال خدا, قبل و یا بعد از شکست. او همیشه آماده است برای پاسخ. من نمی دانم که چگونه مردم در مقابله بدون خدا… من حدس می زنم که چرا مردم مواد مخدر را, قرص, و یا نوشیدن الکل است. وجود دارد بدون شک در ذهن من است که خدا انتخاب بهتر… او به ارمغان می آورد درست و ماندگار شفا و بهبودی از شکست به موفقیت است.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *