روانشناسی شکست

0 Comments

[ad_1]

با استفاده از مدل چرخه شکست و شناسایی علل و اثرات شکست

خوب یک نکته مثبت مردم معمولا شروع با یک روانشناسی موفقیت, اما از آنجایی که من انجام این کار را بر اساس حروف الفبا من آغاز خواهد شد با کمی بدبین روانشناسی شکست خواهد شد که ارائه بینش قابل توجهی در روانشناسی موفقیت, موفقیت و شکست در دو طرف یک سکه است.

دلیل اصلی شکست خواهد بود و ترس و حتی افراد با دانش و توانایی و منابع می تواند در صورت شکست اگر آنها ترس ناخودآگاه. شکست بخشی از زندگی هر کس در برخی از نقطه از زمان. روانشناسی شکست را ببینید هر دو علل و عوارض شکست از دیدگاه روانشناختی. آن را می تواند توضیح داده شود با یک نوع ناخودآگاه آرزو تحقق تئوری از طریق ترس و ما شکست زمانی که ما می خواهیم به شکست و در بسیاری از موارد ما به طور مستقیم مسئول شکست ما است. اجازه دهید ما در نظر گرفتن شکست در روابط است. عدم بلند مدت معنی دار روابط به خصوص روابط عاشقانه می تواند توضیح داده شود با ناخودآگاه ترس از تعهد دراز مدت و محدودیت های است که این برنامه به طور بالقوه به ارمغان می آورد. بنابراین اگر شما خودتان را به عنوان یک شکست در امور شخصی و روابط این ممکن است با توجه به راه خود را از رفتار خود را با همکاران و ارتباط ترس است که شما پروژه را بر روی آنها به طور بالقوه مزاحم پویایی ارتباط است که به ارمغان می آورد آن را به طور ناگهانی یا تدریجی پایان.

شکست در روابط حرفه ای می تواند دوباره هدایت شود ترس و ترس از underachievement زمانی که شما به طور طبیعی می خواهید به اکسل. ترس در این پرونده تبدیل به داخل و درونی و من باید توضیح داد که این نوع ترس در روانشناسی ترس, بنابراین من نمی خواهد استادانه درست شده اینجا. اما این ناخودآگاه است و فرد ممکن است آگاه از این نوع ترس است که علت شکست. ترس از underachievement و اینکه آیا می توانید نگه دارید تا با مسئولیت ها و انتظارات در واقع می تواند حتی بر اساس ترس از تعهد در روابط شخصی. در واقع شکست در حرفه ای و روابط شخصی در حال هدایت ناخودآگاه ترس از مسئولیت و تعهد و یا ممکن است یک ترس که ناشی از انتظارات است.

جدا از شکست در زندگی شخصی و حرفه ای وجود دارد می تواند شکست در زندگی اجتماعی است. شکست شخصی خود تفسیر و به این معنی است که درک ما از ما دستاوردها و موفقیت یا عدم موفقیت با ما شخصی خود معیارهایی. به عنوان مثال حتی اگر یک نویسنده اهدا شده است چندین جایزه او هنوز هم ممکن است خود را به عنوان یک شکست اگر او نتواند به امن جایزه نوبل. یک دکتر که به نجات زندگی چندین حیاتی بیماران دیده می شود می تواند به عنوان یک موفقیت دیگران اما او ممکن است خود را به عنوان یک شکست اگر او نتواند به صرفه جویی در زندگی خود. سرخوردگی از شکست دوباره وابسته به آنچه ما می خواهیم برای رسیدن به در زندگی و چگونه ما می خواهید برای رسیدن به و یا رسیدن به اهداف ما است. اما شکست همیشه یک نتیجه از ترس از انتظارات و یا درونی تعریف نشده اضطراب ؟ ممکن است که ترس اساسی احساسات انسانی و یا احساس آغاز می شود که این چرخه از شکست و ترس و یا اضطراب می تواند منجر به پر از شکوفه انتظارات و اطمینان بیش از حد (به عنوان یک دفاع برای غلبه بر این ترس) و یا از دست دادن کامل اعتماد به نفس است. اولین بخش از چرخه شکست داده است به شرح زیر است:

ناخودآگاه ترس Þ آرزو تحقق و یا تمایل به شکست (در برخی موارد) Þ اطمینان بیش از حد و یا عدم اعتماد به نفس Þ ادراک از شکست

به طور کلی علت شکست خواهد بود و ترس من از این واژه استفاده به جای ترس از اضطراب به عنوان در این مورد ترس است که به سمت کارگردانی نه برآورده ساختن انتظارات بنابراین علت ترس شناسایی شده است. شکست است و در نتیجه یک نتیجه مستقیم از ترس از underachievement و یا همچنین می تواند در ارتباط با عزت نفس پایین که این به نوبه خود می تواند دست دادن اعتماد به نفس. دلایل شکست پیچیده هستند و با وجود این واقعیت است که در بسیاری از موارد شکست می تواند تقریبا آرزو و ترس و همچنان عامل اصلی در شکست. با این حال قابل اجرا در مورد دلایل روانی شکست. اگر شکست در تلاش است با توجه به کمبود منابع تصادفات یا به دلیل مسائل فنی و یا محدودیت های مالی, این هنوز هم می تواند به ارمغان بیاورد در مورد ترس از شکست خواهد بود و در هر صورت تکمیل چرخه است که نشان می دهد یک پیشرفت تدریجی از ترس به شکست است. در نتیجه کمبود منابع حوادث و عوامل دیگر می تواند باعث ترس اما نه در همه موارد. در مورد حوادث که می گویند یک ورزشکار می شکند پای خود را و قادر به تکمیل یک مسابقه شکست است که قطعا با توجه به یک عامل خارجی و نه به دلیل ترس. زمانی که عوامل خارجی نیست که تاثیر مستقیم بر شکست غیر مستقیم تاثیر ترس از شکست و این باعث شکست اگر مشکلات درک شده به عنوان غیر قابل عبور افراد را حتی ناخودآگاه مایل به شکست است.

از علل شکست آن لازم است برای شناسایی اثرات شکست و چه اتفاقی می افتد روانی پس از ما شکست. شکست می تواند در مورد افسردگی و ترس شناخته شده است به عنوان علت اصلی شکست و افسردگی و غم و اندوه یا غم و اندوه شناخته شده است به عنوان اصلی اثر شکست. هنگامی که ما شکست ما برای اولین بار عصبانی با خودمان و سپس این خشم تبدیل داخل به صورت یک اندوه عمیق, درد و یا طولانی مدت افسردگی است. چرخه شکست از ترس به خشم و بیشتر به افسردگی و از دست دادن اعتماد به نفس به اتمام است به شرح زیر است:

ناخودآگاه ترس Þ آرزو تحقق و یا تمایل به شکست (در برخی موارد) Þ اطمینان بیش از حد و یا عدم اعتماد به نفس Þ ادراک از شکست Þ (شکست) Þ خشم با خود و دیگران Þ غم و اندوه, غم و اندوه و افسردگی و Þ (کمبود منابع در برخی از موارد) Þ دست دادن اعتماد به نفس/ انگیزه Þ ناخودآگاه ترس

دوره های طولانی از غم و اندوه یا افسردگی می تواند در مورد از دست دادن اعتماد به نفس و با فقدان انگیزه و همچنین افراد مستعد خواهد بود به ترس ناخودآگاه است که منجر به بیشتر چرخه شکست. این به معنی شکست خواهد به طور طبیعی منجر به پس از آن شکست و یک رویداد از شکست می تواند دیگران را به عنوان چرخه نشان می دهد بالا. به عنوان ذکر شده در مورد علل شکست درست مانند بسیاری از علل شکست ممکن است با علت اصلی اینکه ترس اولیه اثر شکست افسردگی و اضطراب اگر چه وجود دارد می تواند به طور بالقوه اثرات بسیاری از شکست است که می تواند طیف وسیعی از ضرر و زیان مالی به از دست دادن موقعیت اجتماعی و یا از دست دادن عملکردهای بدن و یا حتی مرگ شود.

جامع روانشناسی از شکست در نظر این چرخه از شکست در شرایط مختلف و شناسایی طیف گسترده ای از علل و اثرات شکست.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *