مشترک اشتباهات رهبری

0 Comments

[ad_1]

“مردم می پرسند تفاوت بین یک رهبر و یک رئیس. رهبر آگهی و رئیس درایو” – تئودور روزولت.

رهبری روشن به عنوان یک هنر ایجاد انگیزه در یک گروه از مردم به عمل در جهت رسیدن به یک هدف مشترک است. در زمینه کسب و کار به این معنی کارگردانی پرسنل و همکاران با یک رویکرد برای رسیدن به از پیش تعیین اهداف سازمانی. چند تن از کارشناسان بر این باورند رهبری است همه چیز در مورد انجام کار از طریق دیگران است. اگر آنها فقط باید به سفارش و دریافت کار انجام شده از طریق تلاش های کارکنان پس چرا بسیاری از رهبران موفق است ؟ دشوار است ؟ بله! آن را به ارزش تلاش? من شرط می بندم بله! پس چرا برخی از رهبران با وجود فداکاری عزم خود گذشتگی و کار سخت شکست ؟ طنز این است که رایج ترین howlers نیز ساده است.

  1. بیش از حد کنترل: – کارکنان ندارم micromanagement. این باعث می شود آنها احساس اعتماد. یک رهبر بزرگ روشن بلند مدت و کوتاه مدت برنامه ریزی آنها می دانند که چگونه به نماینده آنها به وضوح دولت انتظارات خود را برای هر یک از کارکنان و تمرکز بر نتیجه به جای روند. علاوه بر این, آن را می سازد این تیم بیشتر وابسته به آنها احساس از دست دادن استقلال که مانع از آنها را از تصمیم گیری محدود خود نوآوری از سوی دیگر مدیران در حالی که با تمرکز بر روی ترحم چیزهایی که ممکن است از دست دادن توجه تصویر بزرگتر و رنج جسمی و روانی و فرسودگی شغلی.

  2. عدم تفویض اختیار: – بسیاری از مدیران اغلب نماینده نیست زیرا آنها همیشه هدف برای یک کمال است که می تواند در تضعیف روحیه کارکنان. با تلاش برای رسیدن به کمال آنها انتظارات غیر واقعی از دیگران که می شود غیر ممکن است برای رسیدن به و به تدریج منجر به نارضایتی برای هر دو – تابع و مدیران آنها است. یک رهبر بزرگ در تلاش برای تعالی اولویت کار خود و نماینده. آنها اجازه می دهد تا کارکنان خود را به اشتباه و اصلاح آنها را تحت نظارت خود از آن را یاد بگیرند و مطمئن شوید که آنها نمی تکرار آن است. در حال توسعه یک شکست رو به جلو’ رویکرد بسیار مهم است.

  3. معلوم نیست اهداف و انتظارات: – بسیاری از بخش تغییر چهره با توجه به اصلاحات مستمر در برنامه ها و سیاست های ساخته شده توسط مدیریت ارشد و آنها هرگز نمی دانستند چه انتظار از خود و دیگران است. یک رهبر خوب همیشه شناسایی: –

  4. چه سازمانی چشم انداز و اهداف و ماموریت ؟

  5. چه مسئولیت های کلیدی و مقامات هر یک از کارکنان در/بخش?

  6. آنچه باید از آنها انتظار از دیگران و خود را ؟

  7. آنچه می تواند آینده فرصت یا تهدید/موانع برای خود گروه و سازمان ؟

  8. که و زمانی که برای درخواست کمک است ؟

  9. چگونه است که هر یک از پرسنل انجام در بخش و

  10. در نهایت مدیریت تغییر.

  11. عدم یادگیری از یاد بردن و relearn: – بزرگترین رهبران ثابت آموزان. بسیاری از سازمان ها صرف میلیون ها دلار در یک سال در رهبری ارتباطی و انگیزشی برنامه های توسعه. با وجود این برنامه فوق العاده بودن بسیاری از رهبران موفق به پیاده سازی آنچه را که آنها آموخته اند. یادگیری مستمر چندین روانی و جسمی و اخلاقی و عاطفی و منافع معنوی. مانند شما می توانید به راحتی انطباق با تغییرات آن جان یکنواختی می دهد حس موفقیت و افتخار سوخت, خلاقیت و نوآوری, پرورش تلاش روش های جدید انجام وظیفه و بررسی راه های جایگزین برای دریافت کار انجام می شود سریع تر و کارآمد راه است. بنابراین قانون طلایی است – بهترین رهبران وقت یادگیرندگان مادام العمر.

  12. ناکارآمد ارتباط دو طرفه: – بسیاری از مدیران فرض کنیم که آنها متولد شده با مهارت های ارتباطی بسیار عالی است که شامل هر دو کلامی و ارتباط غیر کلامی; چند احساس نمی کند و نیاز به افزایش مهارت های ارتباطی خود در حالی که; باقی مانده فرض بر این است که دیگران را همیشه تفسیر پیام راه آنها می خواهند که متاسفانه ممکن است درست باشد. اگر هر سازمان و چهره مسائل مزمن مانند کم روحیه کارکنان و بهره وری نامزدی; بالاتر گردش مالی کارمند غيبت سطح استرس و بی اعتمادی; ناکارآمد کار تیمی و یا همکاری; ناراضی مشتریان و سهامداران عدم فقیر بیهوده ارتباطی می تواند علت ریشه ای مشکل است. یک تیم احساس می کند با ارزش زمانی که رهبران خود را به اشتراک گذاری لازم است اطلاعات حیاتی با آنها. بسیار عالی رهبر شامل تکنیک های مختلف است که اجازه می دهد اعضای تیم برای دسترسی به حتی کوچکترین اطلاعات, همکاری با دیگر اعضای تیم/بخش به اشتراک گذاری نظرات خود را در دیدگاه ها و ایده ها و پیشنهادات و افکار بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب و توسعه یک خط قوی از دو راه سالم ارتباطات باز.

  13. ناتوانی در انطباق/تنظیم: – میانگین رهبران اغلب تمایل به ادامه انجام آنچه آنها انجام شده است به تکرار موفقیت های گذشته است اما متاسفانه با تغییر زمان اگر شما انجام آنچه شما انجام می شود شما حتی نمی توانید آنچه شما کردم. منظورم خود فرمول موفقیت بسیاری لزوما کار می کنند. حتی رهبران جهان شرکت های بزرگ مانند Kodak, شاه توت, یاهو, نوکیا, زیراکس, IBM, Toshiba, Hitachi, موتورولا قادر به انطباق و نوآوری و در نتیجه کسب و کار ضرر و زیان و شکست. وجود دارد برخی از نمونه های بزرگ ترین تطبیقی شرکت های بیش از حد. شرکت هایی مانند DuPont, Hewlett Packard, برکشایر هاتاوی, سیب, Netflix, صفحات زرد آمازون در طول دوره از سال را دگرگون مدل کسب و کار برای زنده ماندن و رشد و موفقیت است. هر, در واقع هر بخش/پروژه/فرآیند نیاز به سازگاری. ما در یک جهان پویا که در آن تغییر است تنها ثابت متغیر پس برای پاسخ سریع به این سرعت تغییر شرایط سازگاری کلید است!

  14. عدم درک: – بد رهبران هرگز اعتبار خود را به تیم یا فرد کارمند که آنها واقعا آن را سزاوار است. آنها ترجیح می دهند با استفاده از ‘من’ در موفقیت و ‘ما/او/او/آنها در شکست. بهترین رهبران با استفاده از غیر پولی ایده های بسیاری از زمان به ارزش کارکنان خود را. آنها با استفاده از تکنیک های ساده مانند گفتن “با تشکر از شما’, ارسال ایمیل و یا یک یادداشت دست نویس قدردانی, قدردانی, اذعان و شناخت تیم/ فردی تلاش برای عموم ارائه فرصت برای یادگیری و رشد در بهبود و توانمند سازی آنها را بیشتر به چالش کشیدن وظیفه و مسئولیت (بله کار می کند) و یا حتی آنها را با دادن یک فرصت به کمک کلیدی در تصمیم گیری برای ایجاد انگیزه در آنها. تقدیر است و بهترین انگیزه است. کارمندی که احساس قدردانی بسیار با انگیزه و ارائه بیش از استانداردهای تعیین.

  15. بی لیاقتی برای تقویت روحیه تیم: – Smart رهبران کار شرکت از عمل با تیم خود را برای رسیدن به از پیش تعیین گروه هدف در حالی که فقیر رهبران موفق به شناسایی ابتدایی خود را تسلط چرا که موفقیت می آید از تیم نه از یک فرد مدیر. در اینجا چند بسیار موفق تکنیک های که کمک خواهد کرد که رهبر انجام بهتر با تیم خود را:-

  • ایجاد اهداف مشترک.

  • جشن موفقیت هم شکست.

  • شامل اعضای تیم در حل مشکل.

  • استنباط همکاری منافع مشترک ارزش و اعتماد متقابل است.

  • تشخیص مهارت و تخصص نقاط قوت و ضعف هر یک از اعضای تیم.

  • به طور مشترک تلاش برای تعالی.

  • متقابلا پرداختن و حل و فصل متفاوت بهره/ مدیریت تعارض.

  • هدف برای ‘برد-برد’ وضعیت در هر گونه مذاکرات است.

  • ساخت n بینانه در محیط کار با جنس پرشور ‘می تواند’ نگرش است.

  • در نهایت راه رفتن-به-صحبت کنید.

  1. گوش دادن نیست:- راستش جواب سوالات زیر برای پیدا کردن اگر رئیس خود را به خوب گوش دادن مهارت: –

بله

هیچ

یک.

او اغلب قطع مکالمه

b.

او بلافاصله پرش به نتیجه گیری

c.

او بلافاصله پاسخ/مشاوره

d.

او/او پاسخ نمی در همه

e.

او/او تفسیر همه چیز تنها از دیدگاه

f.

او/او در هر مکالمه اغلب پریشان با دیگر دفتر کار

g.

او اغلب تغییر موضوع/موضوع بحث

h.

او/او فاقد همدلی

اگر پاسخ به بسیاری از این سوالات بله است مراقب باشید شما به دام افتاده در یک رئیس بد است که شنونده فقیر.

اگر چه وجود دارد بسیاری از مزایای گوش دادن مؤثر مانند شما به راحتی می توانید جمع آوری اطلاعات قبل از ساخت حیاتی تصمیم گیری آن کمک می کند تا در حل و فصل درگیری های ایجاد اعتماد متقابل و احترام و انگیزه دیگران و پرورش مشرب محیط کار هنوز هم بسیاری از مدیران را درک نمی کنند و ارزش گوش دادن. این می تواند به دلیل آنها نمی دانند که چگونه به گوش دادن آنها مرزی آنها به راحتی پریشان آنها ترجیح می دهند انتخابی, گوش دادن آنها ارزش نیست و ایده های خود را عضو تیم, ‘همه می دانیم نگرش و یا به سادگی از آنجا که آنها حتی نمی دانند که آنها فقیر هستند شنوندگان. اما خبر خوب این است که با فوکوس ثابت; تمرین و کار سخت و تعیین مهارت های گوش دادن فعال را می توان بهبود یافته است.

در یک کلام اشتباهات بخشی از انسان بودن و رهبران انسان بیش از حد اما رهبر فرزانه یادگیری از اشتباهات دیگران و تضمین می کند او/او هرگز تکرار آنها. برای موفق و صاف دستیابی به اهداف سازمانی عوامل مانند شفاف چشم انداز راسخ طرح شکیبایی و مهمتر از همه ارائه و دریافت بازخورد واقعی است که نشان می دهد چه کارفرما و کارکنان انجام می دهند درست و چه ویژگی نیاز به بهبود است.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *